عاشقانه
دلم شکسته تر از شیشه های شهر شماست

شکسته باد کسی که این چنین میخواست

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1391ساعت 0:51  توسط jamshid  | 

خدایا

تقدیر خوبان را انگونه زیبا بنویس

که جز لبخند انها چیزی دیگری نبینیم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 23:20  توسط jamshid  | 

من عطر یاس خوشبو ندارم/درباغ رویا شب بو ندارم/قایق زیاد است امابرای /به تو رسیدن پارو ندارم/به تو رسیدن شاید طلسم است /من هم چراغ جادو ندارم

******************

معلم گفت{الف}گفتم او.معلم گفت{ب}گفتم با او.معلم گفت{پ}گفتم پیش او.معلم گفت{ج}خواستم بگویم جدایی گفت نگو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

**************

برای کشتن یک پرنده یک قیچی کافی ست. لازم نیست آن را در قلبش فرو کنی یا گلویش را با آن بشکافی. پرهایش را بزن... خاطره پریدن با او کاری می کند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند

***********************

تو به اندازه ی یک پروانه زیبایی ،زندگی زیباست حتی اگر کور باشی !! خوش آهنگ است حتی اگر کر باشی !! اما بی ارزش است اگر ثانیه ای عاشق نباشی !!

*************************

اول به نام عشق، دوم به نام تو، سوم به یاد مرگ. بر لوح شیشه ای قلبت بنویس: یا تو و عشق، یا من و مرگ

*****************

پلکهای مرطوب مرا باور کن ، این باران نیست که میبارد ، صدای خسته ی من است که از چشمانم بیرون میریزند

*******************

تحمل تنهایی از گدایی دوست داشتن آسان‏تر است، تحمل اندوه از گدایی شادی راحت‏تر است. بهتر است انسان بمیرد تا به گدایی زندگی برخیزد

********************

هوس بازان کی را که زیبا میبینند دوست دارند, اما عاشقان کسی را که دوست دارند زیبا می بینن

*****************************

فکر میکردی که بری .میری ز یادم تو یه روز. پس بدون هنوز به یادتم. هنوز

***********************

وقتی تو رو دیدم کارگردان قلبم گفت : نور.... صدا .... حرکت .... و من برای به دست آوردنت چه نقشها که بازی نکردم

************************

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 22:8  توسط jamshid  | 

وقتی گریه کردیم گفتن که بچه است ... ... ... ... ... ...وقتی که خندیدیم گفتن دیوونه است... ... ... ... ... ...وقتی که جدی بودیم گفتن مغروره... ... ... ... ... ...وقتی شوخ کردیم گفتن سنگین باش... ... ... ... ... ...وقتی که حرف زدیم گفتن زیاد حرف میزنه... ... ... ... ... ...وقتی که ساکت شدیم گفتن عاشقه ... ... ... ... ... ...حالا هم که عاشق شدیم میگن گناهه وای تو رو خدا گیر ندین

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 22:1  توسط jamshid  | 

 
 
ودک نجوا کرد:خدایا با من صحبت کن و یک چکاوک در

چمنزار آواز خواند ولی کودک نشنید

پس کودک فریاد زد:خدایا با من صحبت کن!و آذرخش در آسمان غرید ولی کودک متوجه نشد

کودک فریاد زد :خدایا یک معجزه به من نشان بده و یک زندگی متولد شد ولی کودک نفهمید

کودک در نا امیدی گریه کرد و گفت: خدایا مرا لمس کن و بگذار تو را بشناسم،پس خدا نزد کودک آمد و او را لمس کرد ولی

کودک بالهای پروانه را شکست و در حالی که خدا را درک نکرده بود از آنجا دور شد

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 22:0  توسط jamshid  | 

 

شناخت با یک نگاه

اگه کسی رو دیدی که وقتی داری رد میشی بر میگرده و نگاهت میکنه بدون براش مهمی.......

اگه کسی رو دیدی که وقتی داری می افتی بر می گرده و با عجله میاد به طرفت بدون براش عزیزی...

اگه کسی رو دیدی که وقتی داری میخندی بر می گرده و نگاهت میکنه بدون براش قشنگی.........

اگه کسی رو دیدی که وقتی داری گریه میکنی میاد باهات اشک میریزه بدون دوستت داره........

و اگه کسی رو دیدی که وقتی داری با یکی دیگه حرف میزنی ترکت میکنه بدون عاشقته.......

آیا تا حالا هیچکدوم رو دیدید

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 21:58  توسط jamshid  | 

دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!!

شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم

نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت، تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی

عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست...!!! عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شیشه ی عمرمن است بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموی توست اما ریشه ی عمر من است

فکر می کردیم عاشقی هم بچگیست ... اما حیف این تازه اول یک زندگیست
زندگی چیزیست شبیه یک حباب ... عشق آبادیه زیبایی در سراب
فاصله با آرزو های ما چه کرد ... کاش می شد در عاشقی هم توبه کرد !!!

یه سنگ کافیست برای شکستن یه شیشه! یه جمله کافیست برای شکستن یه قلب! یه ثانیه کافیست برای عاشق شدن! یه دوست مثل تو کافیست برای تمام زندگی

اگه یک روز فکر کردی نبودن یه کسی بهتر از بودنش چشمات و ببند و اون لحظه ای که اون کنارت نباشه و به خاطر بیار اگه چشمات خیس شد بدون داری به خودت دروغ میگی و هنوز دوستش داری


ویلیام شکسپیر میگه : زمانی که فکر می کنی تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداری یکی یه گوشه دنیا هست که واسه دیدنت لحظه شماری می کنه...
به دریا شکوه بردم از شب دشت، وز این عمری که تلخ تلخ بگذشت، به هر موجی که می گفتم غم خویش؛ سری میزد به سنگ و باز می گشت .!

.پازل دل یکی رو بهم ریختن هنر نیست ..... هر وقت با تیکه های شکسته ی دل یک نفر یک پازل دل جدید براش ساختی هنر کردی

من غروب عشق خود را در نگاهت دیده ام.... من بنای ارزو ها را زهم پاشیده ام.... آنچه باید من بفهمم این زمان فهمیده ام.... در دل خود من به عشق پوچ تو خندیده ام

فقط کسی معنی دل تنگی را درک می کند که طعم وابستگی را چشیده باشد پس هیچوقت به کسی وابسته نشو که سر انجام آن وابستگی دلتنگیست


خداوند به سه طریق به دعاها جواب می دهد:
او می گوید آری و آنچ

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 21:57  توسط jamshid  | 

 اگر بتوانی بخندی،

 آموخته ای که چگونه نیایش کنی


هنگامی که هر سلول بدن تو بخندد، هر بافت وجودت از شادی بلرزد،
به آرامشی عظیم دست می یابی!


بگذار خنده ات خنده ای از ته دل باشد. چنین خنده ای پدیده ای نادر است!


کسی می تواند بخندد، که طنز آمیزی و تمامی بازی زندگی را می بیند.


کوتاه ترین راه برای گفتن دوستت دارم لبخند است!


شادی اگر تقسیم شود، دو برابر می شود!


همیشه با دیگران بخندیم و هرگز به دیگران نخندیم!


یادت باشه! انسان های خندان و شاد به خداوند شبیه ترند!


کمی موسیقی گوش کن، برقص، بخند(حتی به زور)،

آنگاه بنشین و نظاره کن آثار شگرف همین حرکات به اصطلاح اجباری را!


فراموش نکن! همین لحظه را، اگر گریه کنی یا بخندی! بالاخره می گذرد، امتحان کن!


جای تأسف است که ما برای شاد بودن بهانه ای می خواهیم،

ولی برای غمگین بودن نیاز به هیچ بهانه ای نداریم!


شاید این جبر زمانه است ولی بدان که بهشت یعنی، شادی، خنده، سرور و شعف!


با شادی خدا را و ضیافت زندگی را تجلیل می کنیم


سرور و شادی، خدای درون فرد است که از اعماق او برخاسته و متجلی می شود!


شادی، یکی از راه های تقرب به درگاه خداوند است


ضرر نمی کنی اگر از هم اکنون لبخند زدن را تجربه کنی


مطمئن باش همیشه یکی هست که عاشق لبخند تو باشه

شاد باشید و لبخندتان جاویدان

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 14:8  توسط jamshid  | 

زندگي بايد کرد !

گاه با يک گل سرخ

گاه با يک دل تنگ

گاه با سوسوي اميدي کمرنگ

زندگي بايد کرد !

گاه با غزلي از احساس

گاه با خوشه اي از عطر گل ياس

زندگي بايد کرد !

گاه با ناب ترين شعر زمان

گاه با ساده ترين قصه يک انسان

زندگي بايد کرد !

گاه با سايه ابري  سرگردان

گاه با هاله اي از سوز پنهان

گاه بايد روئيد

از پس آن باران

گاه بايد خنديد

بر غمي بي پايان

لحظه هايت بي غم ............

روزگارت آرام ........

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 14:2  توسط jamshid  | 

امروز صبح وقتی از خواب برخاستی، تو را تماشا کردم و امید داشتم که با

من حرف بزنی. فقط چند کلمه و یا از من به خاطر اتفاق خوبی که دیروز در

زندگی تو افتاد، تشکر کنی. اما تو سرگرم پوشیدن لباس بودی.

هنگامی که میخواستی از خانه بیرون بروی، میدانستم که میتوانی چند

دقیقهای توقف کنی و به من سلام کنی، اما تو خیلی سرگرم بودی.

زمانی که پانزده دقیقه بیهوده بر روی صندلی نشسته بودی و پاهایت را

تکان میدادی، فکر میکردم که میخواهی با من ن بسخویگی، اما تو به

سوی تلفن دویدی و با یکی از دوستانت تماس گرفتی تا از چیزهای بی

اهمیت بگویی. من با صبر و شکیبایی در تمام مدت روز تو را نگاه میکردم

ولی تو آنقدر مشغول بودی که هیچ چیز به من نگفتی.

موقع خوردن نهار متوجه شدی که چند نفر از دوستانت قبل از غذا کمی

با من حرف میزنند، اما تو چنین کاری نکردی. باز هم زمان باقی است و

امیدوارم که تو سرانجام با من حرف بزنی. به خانه رفتی و به نظر میرسید

که کارهای زیادی برای انجام دادن داری، بعد از انجام چند کار، تلویزیون را

روشن کردی و وقت زیادی را در برابر آن سپری کردی. من باز هم با شکیبایی

منتظر ماندم تا بعد از تماشای تلویزیون و خوردن غذا با من حرف بزنی. هنگام

خوابیدن گمان کردم که خیلی خستهای. بعد از گفتن شببهخیر به خانواده،

سریعاً به سوی رختخواب رفتی و خوابیدی. مهم نیست.

شاید نمیدانستی که من همیشه با تو هستم.

من بیش از آنچه تو بدانی، صبر پیشه کردم، من حتی میخواستم به تو

بیاموزم که چگونه با دیگران صبور و شکیبا باشی. من به تو عشق میورزم

و هر روز منتظرم تا با من حرف بزنی.

چقدر مکالمهی یکطرفه و یکجانبه، سخت است!

بسیار خوب، تو یک بار دیگر از خواب برخاستی و من نیز یکبار دیگر فقط به

خاطر عشقی که به تو دارم، منتظر خواهم ماند. به این امید که امروز کمی

از وقتت را به من اختصاص دهی. روز خوبی داشته باشی.

دوست تو<خدا>

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 13:52  توسط jamshid  | 

خدا را دیده ای آیا؟

تو آیا دیده ای وقتی شبی  تاریک

میان بودن و نابودن امید فردائی

هراسی می رباید خواب از چشمت

کسی ، خورشید و صبح و نور را

در باور روح تو می خواند

و هنگامی که ترسی گنگ می گوید؛ رها گردیده ، تنهایی

و شب تاریکی اش را، بر نگاه خسته می مالد

طلوع روشن نوری به پلکت ، آیه های صبح می خواند

کلام گرم محبوبی

کمی نزدیک تر از یک رگ گردن،

به گوشت با نوای عشق می گوید:

غربت این زمین خاکی ام تنها نمی ماند

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 13:47  توسط jamshid  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1390ساعت 12:56  توسط jamshid  | 

 

دل بی روح ،جنس آهنت را دوست دارم

خطوط درهم پیراهنت را دوست دارم

نگاه با همه بیگانه ات را دوست دارم

غرور سر کش دیوانه ات دوست دارم

 

دوستت دارم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1390ساعت 1:14  توسط jamshid  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1390ساعت 0:55  توسط jamshid  | 

ترس

انگار اصلا منو ندیدی که دارم از پشت پنجره نگات می کنم ! انگار اصلا نیستم ! انگار تو هم نیستی ! اما می دونم که داری یواشکی منو می پایی و داری تو دلت آرزو می کنی ای کاش اون لحظه من اونجا نبودم یا تو اصلا اونجا نمی اومدی ؟اما حالا که رد شدی ! حالا که منو دیدی و حالا هم که متوجه شدی تو رو دیدم ... نترس ! بیا ! بیا مثل هرروز که رد می شی و فکر می کنی که نمی بینمت٬ یک گل سرخ از باغچه ی جلو ی خونه بکن و با خودت ببر !

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1390ساعت 0:48  توسط jamshid  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1390ساعت 0:40  توسط jamshid  | 

 

به خورشید گفتم  گرمی ات را به من بده تا به توهدیه بدهم، گفت: دستانش گرمی مرا دارند.
به آسمان گفتم : پاکی ات را به من بده، گفت: چشمانش پاکی مرا دارند.
از دشت، سبزی زندگی اش را خواستم، گفت : زندگی ات سبز تر از اوست.
از دریا بزرگی و آرامشش را خواستم، گفت : قلبت به اندازه اقیانوس است و آرامشت نیز.
از ماه تابندگی صورتش را خواستم، گفت: وقتی نگاهش می کنم خجل می شوم.
به فکر فرو رفتم من در قبال دستان گرمت، چشمان پاکت، سبزی زندگی ات، بزرگی و آرامش قلبت و صورت ماهت هیچ ندارم که به تو هدیه کنم جز...
این... بگیر نترس، می تپد برای تو و من چیزی

  دوستت دارم

ندارم جز قلبم!
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1390ساعت 0:37  توسط jamshid  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1390ساعت 0:31  توسط jamshid  | 

 
معنی دوستت دارم یعنی چه؟
د ) : . همچون دیوانه ای که لحظه ای داشتن را در تمام رویاهایداشتن تو ، حتی برای لحظه ای ، به تمام عمر بی کسی ام)
می ارزد ش باور می کند .
( و ) : وابسته ی تپش های قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حیات می بخشد .
( س ) : سرسپرده ی برق نگاه توام ، لحظه ای که مرا در آغوش گرمت میهمان کنی .
( ت ) : تک ستاره ی شبهای بی فانوسم شدی روزی که از خدا تکه ای نور طلب کردم .
( ت ) : تپش های قلبم در گرو عشق توست که در رگهای زندگیم جاریست .
( د ) : دوری از تو را باور ندارم ، حتی در رویا ، که من ذره ای از وجود عاشقت گشته ام .
( ا ) : آرام دل بیقرار و عاشقم در چشمان روشن تو موج می زند ، وقتی به دریای نا آرام اشکهایم می نگری .
( ر ) : راز مرگ دلتنگی هایم ، روزیست که دستان گرم تو پناه دستان سرد و بی نصيبم باشد .
( م ) : مهتاب می سوزد ، تا ابد ، در آتش عشقت . که درد را به جان خریده است در بازار عاشقی
 دوستت دارم
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1390ساعت 0:19  توسط jamshid  | 

  هر انسانی در مسیر زندگی تنهاست...

  تنها به دنیا آمده و تنها از دنیا می رود..

  درست مثل تنهایی خدا..

 

  خدا تنها بود..

  انسان را هم تنها آفرید..

  آیا خدا نمی توانست آدم و حوا را همزمان بیافریند؟

  اول آدم را آفرید تا طعم تنهایی را به او بچشاند..

  تا به او بفهماند تو برای من و در درگاه من همیشه تنهایی..

 

  هر انسانی باید راه بندگی را به تنهایی طی کند..

  مسیر تکامل انسانیت را برخلاف تصور خیتنهاییست..

  باید تنها بود..

لی ها نمی توان ۲ نفره

  طی کرد..  این راه،راه

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1390ساعت 0:14  توسط jamshid  | 

کـُجـا پـنـاه بـــرم ؟

دسـت هــای تـو دورنـد

و خـُدایـان

جـبـار تــر از هـمـیشـه

قـهـار تــر از هـمـیشـه

ای یـــار

بـرنـشسـتـه انـد بـر سکـوی مـسخ بـاورهــا

خیـره سـری خـُدایـان را

چـگـونـه بـرتـابـم

وقـتـی تـو نـیـستـی

ای پـنـاه  همـیـشـه !


+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1390ساعت 14:48  توسط jamshid  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 13:9  توسط jamshid  | 

سعی کن عظمت در نگاه تو باشه

نه در  انچه که به ان می نگری

         

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 13:5  توسط jamshid  |